حاضرین در سایت

ما 2 مهمان و بدون عضو آنلاین داریم

ورود کاربران

Oxytropis

Updated 20.5.2016

جنس Oxytropis

اين جنس در جهان 310 گونه دارد كه در آسيا، اروپا، آفريقا و آمريكا انتشار دارند.

چين با 133 گونه، شوري سابق با 276 گونه، ايران با 40 گونه، تركيه با 13 گونه، پاكستان با 13 گونه، اروپا با 23 گونه، آمريكا با 68 گونه و آفريقا با گونه‌هاي محدود پراكنش گسترده‌اي در جهان دارد. در فلورا ايرانيكا 42 گونه براي ايران ذكر شده است. مطالعات تاكزونومي كه اخيراًبراين جنس در ايران صورت گرفته است گونه های O. straussii ، O. thaumasiomorpha ، O. alavae ، 
O. podocarpus ، O. wendelboi ، O. kermanica گونه‌هاي جنس Astragalus مي‌باشند. گونه O. yazdii هم نام با Astragalus abditud بود كه نام جديد انتخاب شد.

8 گونه ديگر بصورت مترادف تشخيص داده شد و يك گونه هم نامشخص مي‌باشد.در اين مطالعه 11 گونه جديد نيز شرح داده شده‌اند.

در حال حاضر اين جنس در ايران 39 گونه دارد. براي اطلاعات بيشتر به {Iran.J.Bot. 19 (1) 1-28 {2013 مراجعه نمائيد.

 

چند نکته درباره جنس Oxytropis

مطالعات پراکنده بر روی جنس Oxytropis  بصورت محلی یا منطقه ای در دنیای قدیم و نیز در دنیای جدید در سالهای اخیر صورت گرفته است.

در مطالعات انجام شده همیشه تناقضات عمیق به چشم می خورد و تاکنون گیاهشناسان درباره موقعیت رده بندی گونه های این جنس به نتایج قابل قبول به رویکرد واحد نرسیده اند. زیرا گونه های این جنس با سن کم که حدود 4 میلیون سال حدس زده می شود، گونه های جوان بوده که با انتشار سریع و وسیع هنوز صفات تاکزونومیک و واگرائی عمیق ژنتیکی و مورفولوژی نشان ندادند و لذا مرز گونه ها بسیار مبهم و نامشخص و گاهی نیز با یکدیگر همپوشانی دارند.

همین مسئله سبب شده است که بعضی گیاهشناسان با رویکرد Lumper و عده ای دیگر با رویکرد Spliter به بررسی گونه ای این جنس بپردازند و همین مسئله باعث شده است که از یک طرف گونه های زیادی مترادف با یک گونه با گونه دیگر مترادف گردد(Breckle et al 2013) ، برعکس گاهی گونه های جدید دیگر با صفات ناچیز و اندک که حدفاصل دو گونه باشند معرفی گردند(Maassoumi 2013) و گاهی هم گونه های مترادف شده قدیمی در یک منبع بنا به تشخیص گیاهشناس دیگر مجددا به عنوان گونه پایدار ابقاء گردد (Seher 2015, Davis 1971, Rechinger 1984) .

همین سردرگمی ها و عدم تعیین نام دقیق گونه ها در مطالعات پیشرفته مولکولی نیز به چشم می خورد و در نتیجه در فیلوگرام، نام یکگونه ای در زیر کلاد های متفاوت قرار می گیرد(Seher 2015) که یا منجر به جمع بندی دقیق و صحیح نمی شود و یا بصورت مصلحتی تفسیر می گردد.

نتایج مقدماتی مطالعات مولکولی به عمل آمده نشان می دهند که گونه های دور از هم که فاصله تاکزونومیک بسیار دارند با یکدیگر مقایسه گردند. درباره هر یک از موارد ذکر شده مثال های متعددی وجود دارند که می توانند به فهم مطالب کمک نمایند که از جمله می توانO. Cabulica, O. griffithii, O. humifusa, O. glabra را نام برد.

مطلب دیگر در این نابسامانی این است که گونه های جوان Oxytropis گاهی بصورت Local Endemic و یا انتشار وسیعی داشته باشند که در این حالت گونه های بومی محلی با داشتن صفات تاکزونومیک برجسته و اندک بتوسط گیاهشناسان قابل اغماض بوده و بدین ترتیب الگوی پراکنش آنها وسیع و وسیع تر می گردد. مثلا O. persica .

O. Savellanica از اروپا، روسیه ، ترکیه ، عراق، ایران، افغانستان و چین گسترش داده شده اند و گونه O. hirsutiusulaاز تاجیکستان تا ایران گسترش داده اند. گونه O. glabra که یک گونه خاص meadow یا Wetland می باشد از یک طرف حتی در یک محل مطالعه شده در ایران از خود گوناگونیهای مورفولوژیک نشان می دهد و از طرف دیگر پراکنش وسیعی را از دنیای قدیم و جدید از خود نشان می دهد.

در نتیجه حتی با تکنیک جدید مولکولی نیز همیشه شاهد آشفتگی های گسترده در بعضی گونه ها می باشیم که در بعضی آثار هر یک را منتسب به گونه های غیر متعارف دیگر می دانند و یا اینکه بصورت واریانت های متفاوت معرفی می نمایند (رفرنس).

برای روشن شدن مطلب در این نوشته به گونه O. glabraکه یک گونه sibling از نظر اکولوژی می باشد بطور دقیق تر مورد توجه قرار گرفته است. این گونه که در meadow رشد می کند در یک نقطه در ایران-فیروزکوه دارای 5 فرم متفاوت است که بر یک فرم می تواند در یک گونه جانمائی گردد.

-        فرم با برگچه های بدون کرک در سطح بالایی

-        فرم با برگچه های کرکدار در سطح بالایی

-        فرم بدون کرک برگچه ها اما با میوه پوشیده از کرک سیاه

-        فرم برگچه کرکدار اما با میوه پوشیده از کرک سفید و یا مخلوط سیاه و سفید

-        فرم برگچه کرکدار اما با میوه بدون کرک

این مطالعه که در گونه O. glabra صورت گرفته به اشکال دیگری در گونه های O.persica, Savellanica, O. humifusa, O. griffithii که در رویشگاه های متفاوتی غیر از meadow پراکنش دارند صفات بسیار متنوعی را از خود نشان می دهند.

چند گونه که در بالا به آنها اشاره شده است حدود 50 گونه را بصورت مترادف پوشش می دهند مثلا در O. glabraکه در 5 حالت متنوع ذکر شده، هر حالت(فرم) می تواند معرف یک یا چند گونه باشد. این گونه در امریکای شمالی نیز چندین واریته یا گونه را پوشش می دهد و در دنیای قدیم (افغانستان، ایران) نیز 5 گونه را دربرمی گیرد که از آن جمله می توان

O. caraganetorum, O. hisutiuscula, O. sojakii, O. heratensis, O.cabulica

اینگونه تنوع (فرم ها) تاکزونومیک منتسب به O. glabra را می توان در ارتفاع رویشگاه ، ترکیب شیمیایی خاک، گونه های همراه و ترکیب شیمیایی آب که در رویشگاه های گوناگون جریان دارد جستجو نمود.

حضور و تاثیر عوامل متعدد رویشگاهی که اشاره شد در شکل و اندازه برگ، فرم رویشی(ساقه بلند، متوسط و کوتاه) کرکپوش که به طول دوره رویش گیاه مرتبط می باشند( دوره رویشی بلند و دوره رویشی کوتاه مدت) باعث می شوند که گیاه در معرض استرس های متفاوت اکولوژیک (ارتفاع محل، سرما و آب سرد) قرار گرفته و در پاسخ به شرایط متفاوت و نامناسب محیط از خود مورفوکلاین هایمتفاوتی نشان دهد، مثلا در ارتفاعات بالای 3300 متر فرم رویشی با ساقه کوتاه (دوره رویشی کوتاه مدت) و در ارتفاع حدود 2000 متر با ساقه بلند (دوره رویشی متوسط) و در ارتفاعات پایین تر گیاه با ظاهر دیگر آشکار می گردد.

بنظر می رسد که برغم وجود تعدادی صفات همپوشان می توان از بعضی صفات تاکزونومیک که در سامانه رده بندی کمتر از آنها استفاده شده اند: مانند شکل و اندازه میوه، اندازه پایک، کرکپوش پایک، اندازه کرک ها، اندازه گوشواره ها برای جدایی گونه های نزدیک استفاده نمود تا گیاه در زمانی بلند تر مجال افتراق صفات گونه ای را از خود بروز دهد، این مطلب نیز در تفسیر داده های مولکولی منتسب به یک گونه اما در کلاد های متفاوت نیز قابل توجه و تفسیر خواهد بود.

لذا ضرورت دارد که برای مطالعه دقیق گونه های این جنس گیاهشناسان با نگاه تیزبینانه تر و عمیق، با توجه به خصوصیات رویشگاهی ، تغییرات مورفولوژیک، مطالعات سیتولوژی و میکرومورفولوژی گونه ها را هر چند با صفات جزئی از یکدیگر جدا نمایند و پس از اطمینان از نامگذاری با رعایت همه مسائل نسبت به مطالعات فیلوژنی و مولکولی با استفاده از نمونه های تیپ اقدام نمایند، در غیر اینصورت حتی با داشتن لیست کامل از گونه ها در DNA Bank و افزودن چند گونه نمونه دیگر به آن هرگز نتایج مطلوب بدست نمی آید.

مطالعات فلورستیک این جنس در ایران (Maassoumi 2013) و مطالعات فلورستیک و فیلوژنی این جنس در ترکیه به علت نامگذاری های اشتباه نتایج فیلوژنی متناقضی بدست آمده است

(Karaman et al 2015) .

وجود همین تناقضات سبب شده است که در مطالعات انجام شده در افغانستان (Brekel et al 2013) بسیار مورد تردید است که لیست 68 گونه ای آن به 18 گونه تقلیل یابد.

بررسی های به عمل آمده در مطالعات تاکزونومی این جنس در ایران هر چند که تعداد گونه های

Astragalus را بعلت ناقص بودن نمونه های تیپ از جنس Oxytropis بطور ناباورانه جدا نموده و نیز تعدادی گونه جدید معرفی نموده است (Maassoumi 2013) همه و همه نیازمند بازنگری مجدد و مطالعات مروری جامع در سرتاسر آسیا و اروپا می باشد تا بتوان نتایج مطلوب و قابل قبولی بدست آورد.

مطالعه جنس Oxytropis نیازمند انجام کار گسترده با نمونه های فراوان در خاورمیانه، آسیای میانه مورد نظر می باشد که در دستور کار قرار گرفته است.