حاضرین در سایت

ما یک مهمان و بدون عضو آنلاین داریم

ورود کاربران

salix

جنس بید

SALIX


مقدمه:
براي شناسائي دقيق بيدهاي ايران جمع آوريهاي زيادي در مراحل رويشي و زايشي از رويشگاههاي طبيعي صورت گرفته است. به همراه نمونه برداريهاي هرباريومي از همان پاية قلمه هايي نيز تهيه شد تا با کشت آنها در خزانه آزمايشي بتوان تغييرات مورفولوژيک آنها را در شرايط يکسان و در مراحل مختلف فاز رويشي و زايشي بررسي و مورد توجه قرار داد.
نمونههاي هرباريومي که بتوسط افراد ديگر جمع آوري شده اند و نگهداري مي گردند برخلاف گياهان گلدار ديگر زياد سودمند نمي باشند، و تنها مي توان بدقت آدرس محل رويش را يادداشت برداري نمود و در فصل رويش، گياه را بطور زنده در طبيعت
پيدا نمود و ضمن مشاهده و دقت در صفات رويشي نمونه هاي هرباريومي از آن برداشت نمود، لذا لازم است که متخصص مربوطه خود به بررسي گونه هاي بيد در رويشگاههاي طبيعي بپردازد و ضمن بررسي دقيق نمونه زنده موجود در طبيعت و
توجه به اشکال رويشي آنها به گوناگونيهاي درون گونه اي توجه داشته و سپس نمونه هرباريومي را انتخاب نمايد. جمع آوري پايه هاي نر و ماده بايد به همراه هم صورت پذيرد تا تغييرات پايه هاي نر و ماده بدقت مورد توجه قرار گيرد. هم زمان با بررسي نمونه هاي هرباريومي، بررسي بهنگام نمونه هاي کاشته شده در خزانه ضرورت دارد تا صفات گونه هاي متفاوت بدقت زير نظر گرفته شود.براي روشن شدن موقعيت تاکزونوميک يک گونه، آن گونه بايد در هر يک از رويشگاههاي طبيعي در چهار نوبت که شامل: نمونه گلدار نر و ماده، نمونه برگ کامل، نمونه با جوانه زايشي کامل و نمونه پس از خزان برگها باشند جمع آوري صورت پذيرد، حتي براي جلوگيري از سردرگمي هاي ناشي از اختلاط گونه ها و يا پايه ها، لازم است که پايه ها بطور جداگانه علامت گذاري و ضمن يادداشت دقيق رويشگاه، برداشت مراحل چهارگانه فقط از آن پايه صورت پذيرد تا بتوان اطلاعات دقيق و کاملي از هر گونه بدست آيد. نمونه برداريهاي هرباريومي از نقاط مختلف کشور و از رويشگاههاي متفاوت با رعايت موارد فوق طي ۹ سال صورت گرفته است و به همراه مطالعه همه جانبه اين نمونه ها، به مطالعات پايه هاي زنده در خزانه تجربي در محيط يکسان نيز پرداخته شده است. در منابع و فلورهاي مختلف به گونههائي اشاره شده است که به هيچوجه در ايران رويش ندارند. اين اشتباه به دو علت پيش مي آيد؛ نخست اينکه نمونه هاي هرباريومي گونه هاي مختلف خيلي با يکديگر نزديک و مشابه مي باشند و دوم اينکه گونه هاي ذکر شده بتوسط فرد متخصص جمع آوري و در طبيعت مشاهده نشده است و لذا با اقتباس از منابع ديگر و گسترش عرصه انتشار، يک گونه از نقاط بسيار دوردست بصورت يک گونه ذهني، حضورش را در ايران اعلام نمودهاند و همچنين در بعضي منابع، بطور اغراق آميزي به دورگها اشاره شده است و در بعضي از فلورها تعداد دورگها را از تعداد گونه هاي مستقل و مجزا به مراتب بيشتر معرفي نموده اند که اين امر غالبًا ناشي از عدم شناخت دقيق گونه ها مي باشد که والدين آنها را بدون هيچگونه تجربه عملي به گونه هاي متفاوت نسبت مي دهند. لازم به يادآوري است که شناخت دقيق گونه هاي بيد بعلت داشتن صفات پنهاني و ناچيز با نمونه هاي هرباريومي مقدور نمي باشد و چنانچه مطالعات و مشاهدات صحرائي به دقت انجام گرفته باشد، امکان نامگذاري نمونه هاي هرباريومي تا حدي رضايت بخش مي باشد. در اين بررسي بدقت کوشش شده است تا گونه هاي مستقل در رويشگاههاي طبيعي مشاهده، مطالعه و شناخته شوند تا از خطاهاي احتمالي جلوگيري گردد. بايد اذعان نمود که شناخت دقيق بعضي از گونه ها بسيار مشکل و نياز به صرف وقت فراوان و مشاهده نمونه در مراحل مختلف رويشي و زايشي مي باشد تا هر گونه ابهام را از بين ببرد. در هر صورت در اين کار تحقيقاتي، بيدهاي ايران با حوصله و صرف وقت و دقت زيادي مورد مطالعه قرار گرفته است و نتايج مطلوبي نيز بهمراه داشته است. اين شيوه مطالعه به گياهشناساني که غالبًا از مقوله پلي مورفيسم درختان تک جنسي و دوپايه
 شکوه دارند شايد کمک نمايد تا براي بررسي فلور درختان و درختچه هاي ايران مورد اقبال قرار گيرد.
آبانماه ۱۳۸۹